|
شاید این را برای تو بتوانم بگویم که.......
یار را در پستوی خانه نهان باید کرد
احساسم هم ماننده شکر شیرین بود
ان را بر گونهایت گذاشتم
چرا گریستی؟
خداوند پروانه را برای گل افرید تا گل تنها نباشد
زیر باران باید رفت
چتر را باید بست
یار را زیر باران باید دید
که همان یک بار است
که اسمان چشمانت ابری نیست
تنها عروسه قصه است که تونست به اون که می خواهدش برسد
درد عشق در نریسیئن به یار است
برایم دعا کنید من به او مهتاجم
شاید اگه میدونستیم که کی از این دنیا میرم قدر اون کسی رو که
دوستش داریم رو میذونستیم
و این منم زنی در
استالنه فصلی
سرذ

بگزار تا که ببارم در این کویر
شاید که طرح غصه یک مرد هم کشیدنیست
این یک گل است که عاشق شدست باز
نارت به ناز گلستان هم کشیدنیست

روز فراق چشمه من و تو دیدنیست
رمان تلخ زندگیمان هم شنیدنیست
اشکان من که کنج دلم جمع گشته بود
در دوریت زه گونه فروریختنیست
کنار این دنیا میگزریم![]()

امروز خیلی دلم گرفته نمی خواهم تو زندگی شکست بخورم احساس می کنم که در انتخاب کردنم
ناتوان شدم .
یکی رو دوست دارم ولی نمی تونم بهش بگم که دوستش دارم هر لحظه احساس میکنم که دارم از اون
دور میشم ولی باز هم میمونم که چی بهش بگم خیل دوست دارم که تو این ر اه راهنمایم کنید .
واقعا به راهنمای شما نیاز دارم.
دوستتان دارم فرزاد




امروز شنبه ۲۶/۳/۱۳۸۶ است من به وب خودم سر زدم ۳
نفر به من لطف کردن از اونا خیلی ممنونم .
به نظر من ...............
م مثل مادر![]()


سلام به تمام پروانه های دنیا که دور شمع ارام ارام خاموش
میشوند
م مثل .......
هر کس که به وب من سر زد یک کلمه زیبا بنویسد
ممنونم فرزاد

